خرید pdf کتاب Das Berghotel 215 – Heimatroman : Ihr erster Hochzeitstag

[ad_1]

وقتی ماتس در دفتر ورو با چمدان های بسته ایستاده است تا او را برای تعطیلات آخر هفته به سنت کریستف برساند ، به مکانی که آنها ملاقات کرده اند و عاشق یکدیگر شده اند ، از نظر چشم او مانند مقیاس می افتد: او پر از بلندتر است ازدواج اول خود را فراموش نکنید سالگرد همکاری با شرکت مشترک! و البته هدیه هم! در نیاز خود ، ورو به سرعت دستیار خود فریدا را راهنمایی می کند تا هدیه ای دریافت کند و آن را روز یکشنبه در هتل کوهستان برای او بیاورد. در ابتدا با آرامش ، ورو با ماتس به سمت هتل کوهستان حرکت می کند و سعی می کند استراحت کرده و از اوقات با هم لذت ببرید. اما این واقعاً جواب نمی دهد. بارها و بارها او نگاههای پنهانی به تلفن همراه خود می اندازد تا ببیند آیا فریدا قبلاً با او ایده ای برای هدیه تماس گرفته است. هنگامی که او بالا می رود ، در نهایت بی توجهی او باعث خنثی شدن او می شود: در حالی که او مجبور است همسرش را که بالای دیوارش آویزان است ، ایمن کند ، تلفن همراهش بوق می زند. Vero با حیرت ، طناب را تکان می دهد و باعث می شود Mats به طور خطرناکی بلغزد. با توجه به نکته ایمنی بعدی ، او دستان خود را دراز کرده و می پرد – اما خیلی کوتاه. پاهایش با سنگ ارتباط برقرار نمی کند و بی اختیار به اعماق زمین می افتد …

[ad_2]

خرید کتاب Das Berghotel 215 – Heimatroman : Ihr erster Hochzeitstag