خرید pdf کتاب Risk Extermination : There Is Not Anything to Translate.

[ad_1]

فصل 1 من با پیروزی وارد اتاق اول مقر می شوم. ستاد مرکزی قطار دو چهار پنج در زمین است. اگرچه این عملیات مهاجرت تونگ از ماه را تا حد زیادی ممنوع كرد ، اما سربازان با خوشرویی از من استقبال كردند و فقط نام مرا تحسین كردند. من می دانستم که شایعه به سرعت گسترش خواهد یافت ، و من غوغای اغراق آمیز این شاهکار را می شنیدم. “آنها می گویند او بیش از صد تونگ را كشت و قلعه را خودش نابود كرد.” من یکی گفتم “آنها در گروه ما ادعا می کنند که او هزار تونگ و یک ملکه را کشته است. سرباز دیگری حرف او را قطع کرد. او کارهای بیشتری انجام داد ، وی مستعمره را خود به دست گرفت. این عمل کاملاً یک موفقیت در زمینه خصمانه ماه سوم بود ، اما شایعات مضحک و اغراق آمیز بود. من نمی توانستم آنها را انکار کنم یا به آنها حقیقتی را که باید بدهم ، بدهم ، اخلاقیات از پشت بام عبور کردند و کسی نیست که بگوید قربانیان ما به اندازه آنها هستند. حتی در این صورت ، ما با عقب گرداندن دشمن ، قلمرو خود را به دست آوردیم و این یک پیروزی بزرگ برای بشریت بود. -توجه! یک افسر در منطقه ، ”یک سرباز درجه پایین فریاد زد. ابتدا در مقابل گروهبان سکوت کردیم. مرد لاغری در سن بالغ ، موهای سفید و در شرایط خوب. من به همراه ده نفر از قطار خود سلام و احوالپرسی مناسب را انجام دادم. پاشنه پا را با هم زدیم و همزمان دستمان را با زاویه چهل و پنج درجه به پیشانی آوردیم. گروهبان گفت: “مردان بسیار خوب کار ، من به شما تبریک می گویم که مناطق مهمی را در جنگ علیه تونگ ها به دست آورده اید.” بعد از مکثی کوتاه ، او ادامه داد. دو ساعت دیگر ادای احترام می کنیم به قهرمان سه مدال افتاده و افتاده. ما با صدای بلند سلام کردیم ، آنها دستور شکستن فرم را دادند و ما به اتاقهایمان حرکت کردیم. مال من خالی بود ، من سه همراه خود را از دست داده بودم ، دوستان مادام العمر که همه چیز را با آنها مشترک بودیم. غم و اندوه از اعماقی که از چشم خارج می شدند ، بیرون می آمد. در هفته اول پیترو سقوط کرد ،

[ad_2]

خرید کتاب Risk Extermination : There Is Not Anything to Translate.